عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
475
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
چنگال زشتيها و زبونيها مى رهاند و اگر ناكسى مسلّط گردد زشتيها در مردم پديد آرد ) . 9 ظفر الكرام عدل و احسان : پيروزى جوانمردان عدل و داد و نيكى است . 10 ظفر اللّئام تجبّر و طغيان : پيروزى ناكسان گردنكشى و از اندازه بيرون شدن است 11 ظفر بالخير من طلبه : هر كه خوبى را خواست بدست آورد . 12 ظفر الشّرّ به من ركبه : هر كه بر اسب بدى سوار شد بدى بر او پيروزى يافت . 13 ظفر بالشّيطان من غلب غضبه : هر كه خشم خويش را فرو خورد بر شيطان پيروزى يافت 14 ظفر الهوى به من انقاد لشهوته : هر كس شهوتش را گردن نهد هوا و هوس ( هاى گمراه كننده ) بر او پيروزى يابد . 15 ظلم المروّة من منّ بصنيعته : هر كه بكردار نيكش بر ديگرى منّت نهد بمردانگى ستم كرده است . 16 ظفر بفرحة البشرى من أعرض عن زخارف الدّنيا : آنكه از زيور و زينت جهان رخ تافت بخوشنودى بشارت ( به بهشت ) پيروزى يافت . 17 ظفر بجنّة المأوى من غلب الهوى : هر آنكه بر هوا ( ى نفس ) پيروزى يافت ببهشت جاودان دست يافت . 18 ظلم الضّعيف أفحش الظّلم : زشت ترين ستم ستم بر ناتوان است . 19 ظلم المستسلم اعظم الجرم : فرمان بردار را ستم كردن بزرگترين گناه است . 20 ظلم الإحسان قبح الامتنان : ستم كردن بر نيكى بدى منّت نهادن است . 21 ظلم نفسه من عصى اللّه و اطاع الشّيطان : آنكه خداى را نافرمانى كرد و شيطان را فرمان برد بر خويش ستم كرد . 22 ظلم السّخآء من منع العطاء : آنكه دهش را باز گيرد بخشش را ستم كرده است . 23 ظلم اللّه سبحانه في الأخرة مبذول به من اطاعه في الدّنيا : سايه خداوند پاك در آخرت بر سر كسى گسترده است كه در دنيا فرمان او را ببرد ( و بدستورات قرآن عمل كند ) . 24 ظلم العباد يفسد المعاد : ستم كردن بر بندگان خدا آخرت را تباه مى سازد .